از دشمن انتظاری نیست 

از دشمن انتظاری نیست ناکامی‌ها و شکست‌های خود را به افکار عمومی منتقل کند و طبیعی است بکوشد واقعیت‌ها را به‌گونه دیگری روایت کند.
از دشمن انتظاری نیست ناکامی‌ها و شکست‌های خود را به افکار عمومی منتقل کند و طبیعی است بکوشد واقعیت‌ها را به‌گونه دیگری روایت کند.
کد خبر: ۱۵۵۴۱۷۵
نویسنده عباس سلیمی نمین - تحلیلگر مسائل سیاسی 

این موضوع نه غیرقابل تصور است و نه امری خلاف انتظار. آنچه جای تأمل دارد، برخی تلاش‌ها در داخل کشور است که به‌جای نسبت دادن ناکامی‌های دشمن به طرف مقابل، آنها را متوجه نیرو‌های فعال ملت ایران در عرصه‌های مختلف می‌کنند.
 
این مسأله نیازمند بررسی و مطالعه است که چرا و با چه انگیزه‌ای برخی جریان‌ها تلاش دارند چنین تصویری را القا کنند. اگر کشوری به ۱۰۰ درصد اهداف خود نرسد، الزاما به‌معنای شکست نیست. چنین برداشتی ناشی از عدم فهم صحیح مسائل سیاسی است. در عرصه سیاست، موفقیت و شکست را برمبنای رسیدن یا نرسیدن به ۱۰۰ درصد اهداف ارزیابی نمی‌کنند. رسیدن به بیش از ۵۰ درصد اهداف به‌معنای پیروزی است و هرچه این میزان به ۱۰۰ درصد نزدیک‌تر شود، سطح موفقیت نیز بالاتر ارزیابی می‌شود. در مقابل، جریانی که کمتر از ۵۰ درصد اهداف خود را محقق کند، شکست‌خورده میدان تلقی می‌شود. 

اگر این معیار را مبنا قرار دهیم، تجربه اخیر را می‌توان یک تجربه موفق دانست. دشمنی که برای سرنگونی جمهوری اسلامی آمده بود، به هدف خود نرسید. برای متوقف کردن غنی‌سازی در ایران برنامه‌ریزی کرده بود، اما موفق نشد. قصد داشت دستاورد‌های ایران در حوزه غنی‌سازی را نابود کند ولی به نتیجه نرسید. همچنین دنبال خارج کردن کنترل خلیج فارس از دست ایران بود که در این هدف نیز ناکام ماند. اینها تنها بخشی از ناکامی‌های فراوان دشمن است. 

همان‌گونه که گفته شد از دشمن انتظاری نیست این شکست‌ها را در عرصه رسانه‌ای بازگو کند، اما این‌که برخی در مجلس و بعضی طیف‌های سیاسی چنین وانمود می‌کنند که ایران پیروز نشده و دشمن دست بالا را دارد، پدیده‌ای قابل مطالعه است. این پدیده شوم باید ریشه‌یابی شود. 
این‌که برخی افراد در جایگاه نمایندگی مجلس، به‌نام دفاع از اصول و ارزش‌ها، پیروزی‌های روشن را وارونه جلوه می‌دهند پرسش‌برانگیز است. وابستگی آنها محل بحث نیست، اما دست کم می‌توان گفت برداشت درستی از مسائل سیاسی ندارند و با وجود این ضعف تحلیلی در جایگاه‌های مهم قرار گرفته‌اند. 

از سوی دیگر بخشی از نیرو‌های سیاسی که گرایش‌های غربگرایانه دارند و تمایلی به شکسته شدن هیبت غرب ندارند هم رفتار مشابهی از خود نشان می‌دهند. این مسأله نیز قابل مطالعه است و می‌توان آن را نوعی بیماری سیاسی دانست؛ بیماری‌ای بسیار خطرناک که باید علل و ریشه‌های آن مورد بررسی قرار گیرد. 

ما در این مقطع با یک رویارویی سخت و شکننده با غرب مواجه بوده‌ایم و این تقابل نیازمند تحلیل دقیق است. هدف از این تحلیل نیز نباید برخورد‌های شعاری یا چماق‌گونه باشد بلکه باید بر پایه اظهارات و رفتار‌های واقعی بازیگران شکل گیرد تا به شناخت عمیق‌تر ما از تحولات کمک کند. 
بی‌تردید دشمن با یکی از بزرگ‌ترین بی‌اعتباری‌های تاریخ خود مواجه شده است؛ بی‌اعتباری‌ای که در طول تاریخ خود کمتر با آن روبه‌رو بوده. رقم‌زنندگان این وضعیت نیز رزمندگان و نیرو‌های کشور در سه عرصه بوده‌اند: عرصه دفاعی و بازدارندگی، عرصه سیاسی و مردمی در خیابان‌ها و عرصه مذاکرات بسیار دشوار با دشمن. 

در هر سه جبهه، تلاش سنگینی صورت گرفت و دستاورد‌های مهمی حاصل شد. انتظار این‌که آمریکا به‌صورت رسمی اعلام کند کنترل خلیج فارس را به ایران واگذار کرده، انتظاری ناپخته است، اما در عمل چنین وضعیتی شکل گرفته. ایران توانسته در عرصه بازدارندگی، در صحنه حضور مردمی و در میدان مذاکرات این واقعیت را تثبیت کند که امنیت خلیج فارس بدون نقش‌آفرینی ایران قابل تحقق نیست. 

واقعیت آن است که کنترل امنیت و مدیریت محیط زیست در خلیج فارس در اختیار ایران است و این نوع کنترل نیز هزینه‌هایی به‌همراه دارد. کشور‌ها و کشتی‌هایی که در این منطقه تردد می‌کنند، باید سهم خود را از این هزینه‌ها پرداخت کنند؛ موضوعی که گرچه ممکن است به‌صراحت و با واژه‌های مشخص بیان نشده باشد، اما در عمل به‌عنوان یک واقعیت تثبیت شده.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها